در روزهایی که تهدیدهای نظامی آمریکا علیه ایران اوج گرفته و برخی از درون یا بیرون، تسلیم را تنها گزینهٔ عقلانی میدانند، پرسش از ریشهٔ فکری این نگاه، ضرورتی حیاتی یافته است. استدلال ظاهراً سادهای که تکرار میشود این است: «آمریکا قویترین قدرت جهان است، ما در برابر او ناچیزیم، پس باید عقبنشینی کنیم.» این حرف، دقیقاً بر همان منطقی استوار است که در فلسفهٔ غرب، به ویژه نظریهٔ تنازع بقا، ریشه دارد؛ منطقی که میگوید «قوی پیروز است و ضعیف محو میشود» و در علوم انسانی غربی نیز نفوذ کرده است. ظاهر این گزاره، شفاف و حتی قابلقبول به نظر میرسد، اما اگر مطالعهای نقادانه داشته باشیم، درمییابیم که این نگاه، در تقابل کامل با جهانبینی قرآنی قرار دارد.
در نگاه رایج فلسفهٔ سیاسی غرب (بهویژه در خوانش داروینیستیِ آن)، «قوی» باقی میماند و «ضعیف» محو میشود. این گزاره، در ظاهری علمی و حتی مشهود در طبیعت، چنان پذیرفته شده که بهراحتی به عرصهٔ سیاست و روابط انسانی تسری یافته است. اما وقتی آن را در برابر آیهٔ «إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقًا» میگذاریم، ناگهان افق تازهای گشوده میشود. قرآن نمیگوید ضعیف نابود میشود؛ میگوید باطل نابودشدنی است. تفاوت در چیست؟ در این که معیار، «قدرتِ مادی» نیست، بلکه «حقانیت» است. ممکن است حق، ظاهراً ضعیف باشد، اما سرانجام پایدار میماند؛ چراکه بقا از آنِ حقیقت است، نه زور.
قرآن در آیهٔ «إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقًا» معیار را تغییر میدهد؛ نابودی از آنِ «باطل» است، نه «ضعیف». تفاوت بنیادین است: ممکن است حق در ظاهر ضعیفترین باشد، اما بقا از آنِ اوست، زیرا زور و تجهیزات، بدون حقیقت، پایدار نمیمانند. استاد مطهری نیز بهدرستی این دو نگاه را تفکیک کردهاند که در اسلام، قدرتِ همراه با کمال معنا دارد، نه کمالِ در قدرت. آنچه در فلسفهٔ غرب «کمال قدرت» خوانده میشود، در اسلام «قدرتِ کمال» است.
حالا این تفاوت را در تحولات کنونی ایران معنا کنیم. جریان تسلیممحور، چه از سرِ ناآگاهی و چه از سرِ محاسبهٔ اشتباه، همان منطق تنازع بقا را بازتولید میکند و گمان میبرد که در برابر قدرت نظامی آمریکا، چارهای جز کنارهگیری نیست. اما اگر باورمان را بر پایهٔ حق و وعدهٔ الهی به زهوق باطل بنا کنیم، تسلیم شدن نه عقلانی، که خیانتی به حقیقت است. این، مقاومتی مبتنی بر ایمان است، نه لجاجت. مطالعهٔ اندیشههای غربی، اگر با چراغ عقل و وحی همراه شود، علم نافع خواهد بود و ما را از وسواس فکری میرهاند؛ چون تشخیص میدهیم که بقا از آنِ حق است، نه زور. در این برههٔ حساس، انتخاب میان تسلیم یا مقاومت، در حقیقت انتخاب میان دو اصل متضاد است؛ و تاریخ نشان داده که قدرتهای زورگو، با همهٔ ظاهر فریبندهشان، به زبالهدان تاریخ سپرده شدهاند و حق، هرچند دیر، اما پایدار مانده است.




نظر شما